تبليغاتX
میرحسین موسوی
بانوی بزرگ ایران گلشیفته فراهانی

golifans

مهدی

golifans

http://golifans.blogfa.com

بانوی بزرگ ایران گلشیفته فراهانی

بانوی بزرگ ایران گلشیفته فراهانی

بانوی بزرگ ایران گلشیفته فراهانی

سلام
من مهدی 20 ساله و از طرفدارای گلشیفته فراهانی هستم.
فوتبال رو هم خیلی دوست دارم و از هوادار های پرسپولیس هستم.
امیدوارم لحضات خوبی رو توی این وبلاگ داشته باشید.
همیشه رفتن دلیل بر رسیدن نیست
ولی برای رسیدن راهی جز رفتن نیست.

بانوی بزرگ ایران گلشیفته فراهانی

 
 

       
   
  
 
فهرست اصلي
صفحه اصلي
آرشيو مطالب
تماس با ما
پروفايل مدير
عناوين مطالب وبلاگ
 

موضوعات
نقد و بررسی
طنز سینمایی و سینمای طنز
گالری عکس
موسیقی
فیلم های اکران نشده - بابا عزیز
فیلم های گلشیفته - درباره الی ..
خارج از محدوده
کلیپ های گلشیفته
دانلود فیلم نیوه مانگ
Biography
 

آرشيو مطالب
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
 

امكانات


______
 


نگاهی بر فیلم چهارانگشتی
موضوع مرتبط با : نقد و بررسی

سلام


اولین متهم ، اولین مجرم ، اولین دشمن نفس شماست.


این نوشته فقط نظر خودمه در مورد فیلم ۴ انگشتی و ممکنه که موضوع

 

فیلم رو اشتباه برداشت کرده باشم.

 


خوب این فیلم یک موضوع اصلی داره که فیلم حول این موضوع می چرخه و

 

اونم اینه که مسیر زندگی انسان ها در هر ثانیه و با هر تصمیم می تونه

 

عوض بشه و تغییر کنه. قصه از جایی شروع میشه که فواد(نه فرزاد، چون

 

تمام انسان ها قبل از اینکه گناهی کرده باشن پاکن و هیچ کس گناه کار

 

آفریده نشده و این یه اصله) فیلمنامه ای رو که نوشته می خواد ببره به

 

تهران، وقتی می خواد بره به تهران وقتی می خواد بره خواهرش صداش

 

میزنه و میگه فواد، قرآن. همین جاست که ۲مسیر زندگی برای یک نفر

 

تعریف میشه و فواد حرف خواهرش رو گوش میده و بر می گرده و از زیر

 

قرآن رد میشه ولی فرزاد می گه دیر شده و به قطار نمی رسم. ولی

 

برعکس میشه و فواد به قطار می رسه و به تهران میره ولی فرزاد سر راه

 

به دلیل اینکه ماشین پنچر میشه و به قطار نمی رسه و در حالی که

 

نشسته منتظر قطار بعدی با یه دختر به اسم فتانه آشنا میشه که در واقع

 

تغییر دهنده ی مسیر زندگی فواد بود به فرزاد. یک موضوع دیگه هم این فیلم

 

داشت و اونم این بود که انسان باید همیشه اراده ی خودش رو حفظ کنه،

 

موضوع اون ساک رو میگم. وقتی فتانه به فرزاد زنگ می زنه و میگه اون

 

ساک کجاست؟ فرزاد میگه پیش منه و می خوام تحویل بدم به پلیس تا

 

وجدانم آروم بشه ( توی اون ساک مواد مخدر بود) ولی فتانه بهش پیشنهاد

 

پول می ده و فرزاد هم وسوسه میشه و قبول میکنه و اراده ی خودش رو از

 

دست می ده. یک چیز جالب دیگه هم این فیلم نشون می ده، مبارزه نفس

 

ها با هم نفس خوبی با نفس بدی درون انسان .فواد (به عنوان رِئیس پلیس)

 

تلاش می کنه فرزاد (به عنوان رئیس دزد ها ) رو بکشه. یعنی می خواد

 

بدی ها رو تو خودش از بین ببره . آخه فواد در یک قسمت از فیلم میگه: من

 

همیشه دوست داشتم یا رئیس پلیس بشم یا رئیس دزد ها. البته این

 

تقسیم بندی فیلم از نظر نفس ها شاید درست نباشه، چون در یک قسمت

 

از فیلم فرزاد ( به عنوان نفس بدی ها) به فواد (به عنوان نفس خوبی ها)

 

کمک می کنه و جونش رو نجات میده اینجا دلیلش رو متوجه نشدم، اگر

 

کسی از شما می دونه خوشحال میشم بهم بگه چون این صحنه از فیلم

 

تنها صحنه ی گنگ فیلم برای من بود. صحنه دوئل به نظر من، صحنه ی واقعا

 

زیبایی بود. دو تا دیالوگ فوق العاده توش بود که فرزاد به فواد میگه:

 


۱)ما با هم هیچ فرقی نداریم، فرقمون فقط یک دقیقه است.

 


۲) کسی که عاشق نباشه، همون بهتر که نباشه.

مهدی یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386  نظر بدهيد!

هدیه ی بیضایی برای مهرجویی
موضوع مرتبط با :

سلام

باشه بهتون یه دلخوشی میدم ، پدر بدبخت من که ۳۰ سال برای

 

فرهنگ این کشور کار میکنه ، برای همه چیزش لنگه ، از کاغذ و مرکب

 

تا چاپ و پخش و اجازه ی تک تک کلمات ، اما امثال شما هیچ منعی

 

ندارید .حتی کسی مانعتون نمیشه از دخترش بخواین بخاطر یکی دیگه

 

بهتون التماس کنه یکی که بهتر یا بدتر ، از جنس خودتونه نه من.

 

این خیلی خیلی گرونه و شما هم نباید از تلخیش چیزی بفهمین.

 

این یکی از دیالوگ های زیبای ، شاهکار استاد بیضایی سگ کشی بود.

 

چقدر این دیالوگ به این روزهای استاد سینما مهرجویی شبیهه،

 

اون هم بعد از ۴۰ سال تلاش این طوری جوابشو دادن

 

هر کسی ، هر مجله ای که شاید مجله شون ۳ ریال هم از لحاظ محتوی

 

ارزش نداشته باشه مثل همشهری جوان به خودشون اجازه میدن که به

 

استادی که ۴۰ سال برای فرهنگ و سینمای این کشور زحمت کشیده

 

هر توهینی بکنه و هیچ ارگانی هم هیچ عکس العملی نشون نده.

 

اگر همین مجله به یکی از بزرگان سیاسی کشور توهین کرده بود

 

بازم به این مجله اجازه می دادن کار کنه؟فکر می کنید چرا بزرگانی

 

مثل استاد بیزایی کمتر فیلم می سازن؟

 

پس آخرش این بود، آخره سگ کشی(مهرجویی، سنتوری)

 

اگه دولتمون هیچ عکس العملی در این بابت از خودش نشون نمیده

 

بیاین خودمون دست به کار بشیم و از هویت سینمای ایران یعنی استاد

 

مهرجویی دفاع کنیم و با زنگ زدن به این مجله اعتراض خودمون

 

رو نشون بدیم به شماره ی ۲۲۰۱۶۴۰۳

 

برای خواندن متن کامل این قسمت از این به اصطلاح مجله می تونید به

 

ادامه ی مطلب بروید

مهدی یکشنبه نوزدهم اسفند 1386  نظر بدهيد! ادامه ادامه مطلب

طنز
موضوع مرتبط با : طنز سینمایی و سینمای طنز

                               

                                    فرم جدید شرکت در جشنواره فیلم

 

سلام

 

من برای انتشار این پست از منابع مختلفی استفاده کردم.

 

از منابع آب گرفته تامنبع معتبر !

 

خوب حالا فرم زیر را برای تحویل دادن فیلم خود  به دفتر جشنواره پر کنید:

 

 

۱ـ نام و نام خانوادگی خودتان و جد و آبادتان .........................

 

(البته اسم پارتی مارتی رو نیارین چون تو جشنواره خبری از پارتی نیست

 

پس سعی نکنید با نوشتن اسم آشنایان خود مرغ ها را از جشنواره ببرید)

 

 

۲ـ نام همسر شما از کدامیک از واژه های زیر تشکیل شده است؟

 

الف ـ اصغر 

 

ب ـ فرهاد

 

ج ـ قسطنطنیه

 

د ـ خاک عالم

 

۳ـ در فیلم شما کدامیک از اشیا ممنوعه زیر استفاده شده است؟

 

الف ـ بمب

 

ب ـ آنتن

 

ج ـ ماهواره( زبونم لال این چه سوالیه؟)

 

د ـ آنتن ماهواره

 

۴ـ فیلم شما در کدامیک از ژانرهایی زیر ساخته شده است؟

 

الف ـ معناگرا

 

ب ـ چرت و پرت

 

ج ـ مزخرف

 

د ـ آشغال

 

۵ـ به نظر شما برای رعایت انصاف و تقویت بیشتر سینما تمام جایزه ها

 

را به چه کسی باید داد؟

 

الف ـ حمید حمیدی

 

ب ـ سعید سعیدی

 

ج ـ نوید نویدی

 

د ـ مجید مجیدی

 

۶ـ به نظر شما کدامیک از افراد زیر معلوم الحال بوده ، هست و خواهد بود؟

 

الف ـ آبان فرمان آرا

 

ب ـ آذر فرمان آرا

 

ج ـ دی فرمان آرا

 

د ـ بهمن فرمان آرا

 

۷ـ به نظر شما چه کسانی باید برندگان سیمرغ را تعیین کنند؟

 

الف ـ هیعت داوران

 

ب ـ بر و بچ

 

ج ـ مامانم اینا

 

د ـ هر سه مورد صحیح است

 

۸ـ کدامیک از خواهران زیر خیلی آدم اونجوری بوده و در صورت ورود به

 

ایران موهایش را می کنیم؟

 

الف ـ ژولی پولی

 

ب ـ پولی ژولی

 

ج ـ ژولی ژولی

 

د ـ ژولیت بینوش

 

۹ ـ کدامیک از خواهران زیر حق حضور در سینمای معناگرا و خوشگل

 

ما را دارند؟

 

الف ـ خواهر ، نیکی کریمی

 

ب ـ خواهر، مهتاب کرامتی

 

ج ـ خواهر، هدیه تهرانی

 

د ـ خواهر، آنجلینا جولی

 

۱۰ ـ از کدامیک از اسم های زیر نمی توان برای یک فیلم جیگر طلا

 

استفاده کرد؟

 

الف ـ للنتاین

 

ب ـ ملنتاین

 

ج ـ نلنتاین

 

د ـ ولنتاین

 

۱۱ـ اگر هیچ کدام از فیلم های شما را در جشنواره شرکت ندادیم

 

چه غلط....(استغفرالله) چکار می توانید بکنید؟

 

الف ـ سکته می کنیم

 

ب ـ جیغ می زنیم

 

ج ـ سماغ می مکیم

 

د ـ در اگزوز کامیون فوت می کنیم

 

 

لطفا پس از پر کردن این فرم و تحویل دادن یک نسخه از فیلم تان

 

به داروخونه ی حلال احمر ، بروید پی کارتان

 


 

خوب در این قسمت شما بازیگران محترم می توانید سوالات و

 

مشکلات خود را بفرمایید تا در کمترین زمام به آن پاسخ داده شود.

 

سوال اول ـ

 

بازیگری هستم که نامزد دریافت سیمرغ نقش اول زن شده ام

 

اما می ترسم اگر سیمرغ را برنده شوم ، که می شوم( آخه آشنا داشته)

 

بازیگران دیگر مرا با تیر بزنند و یا حداقلش این است که چشمم کنند

 

اگر می شود مرا راهنمایی کنید.

 

جواب سوال اول :

 

شما می توانید برای اینکه برای این که ذوق زدگی خود را از دریافت این

 

جایزه پنهان کنید و در عین حال این مسعله را بی اهمیت جلوه دهید

 

مانند بعضی ها مادرتان را برای دریافت جایزه بفرستید و یا مانند

 

بعضی های دیگر بعد از گرفتن سیمرغ آن را روی زمین بگذارید

 

و یا مانند دیگر بعضی های دیگر بروید بالا و بگویید من نه مرغ شما را

 

می خواهم و نه سیمرغ تان را و خیال همه را راحت کنید.

 

اما اگر می خواهید به هیچ وجه به سیمرغ توهین نشود سعی کنید

 

۳ روز کامل با دیگر نامزد ها ی این جایزه یک مرغ دارم بازی کنید،

 

و خودتان مرغ سی ام باشید، تا آنها از قبل به رابطه ی بین شما

 

و مرغ و عدد سی عادت کنند.

مهدی یکشنبه پنجم اسفند 1386  نظر بدهيد!

سنتوری
موضوع مرتبط با : نقد و بررسی

 

سلام

امروز می خوام یه نیم نگاهی به فیلم سنتوری بندازم

 

و به طور مختصر این فیلم رو توضیح بدم

 

خوب اول معرفی بعضی از عوامل فیلم :

 

کارگردان :

 

استاد داریوش مهرجویی

 

بازیگران :

 

بهرام رادان ، گلشیفته فراهانی ، رویا تیموریان، مسعود رایگان و...

 

شروع:

 

سنتوری آخرین ساخته ی استاد سینما داریوش مهرجویی که مانند

 

"هامون" پر است از فلاش بکها و گذر از گذشته به حال و بالعکس.

 

خلاصه ی فیلم :

 

علی سنتوری ( بهرام رادان ) عاشق موسیقی و سنتور و خوانندگی بخاطر

 

 همین علاقه از طرف خانواده( مذهبی و پولدار ) طرد میشه ...توی مجالس

 

 سنتور میزنه و میخونه ( صدای محسن چاوشی ) توی یکی از همین برنامه

 

 ها با هانیه ( گلشیفته فراهانی ) آشنا میشه هانیه ازش میخواد که به اونهم

 

 سنتور زدن را آموزش بده و علی هم آدرسش رو میده و هانیه میشه شاگرد

 

 او و خلاصه عشق و بعد هم ازدواج که سبکش هم برای بعضی ها که

 

عاشق نو آوری و خلاقیت از نوع کارهای خارج از روال عادی و طبیعی هستند

 

 بد نیست عروس و داماد در حالیکه هر کدام سازی را میزنند در یک چادر

 

مسافرتی نشسته اند و آخوند میاد توی چادر و همراه با فریادهای از اوج

 

شادی عروس خانم و هلهله ای که باز هم توسط خود عروس در چادر

 

برپاست آنها را به عقد یکدیگر در می آورد گلشیفته تا تونسته توی این فیلم

 

 جیغ و داد کرده اولش از اوج شادی و نشاط و بعد هم از فرط استیصال و در

 

 ماندگی که البته فاصله اش کوتاه هم بوده نشان از همون عشقهای آتشین

 

 و پر سرو صدا و تو خالی امروزی !!! .... علی همچنان آهنگ سازی میکنه و

 

 شعرها رو هم با همفکری زن محبوبش تنظیم میکنه و میخونه.... بعضی از

 

 صاحبان مجالس مثلا عروسی و پارتی و خلاصه اینجور مراسمها برای اینکه

 

علی سر حال و قبراق ساعتها براشون بزنه و بخونه و بقول خودشون حال

 

 کنن از علی با مواد مخدر و قرص و داروهای مخدر و انرژی زا پذیرایی میکنن

 

 که همین باعث میشه کم کم معتاد و آلوده به این مواد بشه طوری که دیگه

 

 بدون اونها نتونه کار کنه و این میشه که زندگی صورت زشتش را نشان

 

 میدهد و ......

 

یکی از مهمترین عوامل موفقیت و زیبایی این فیلم مربوط به آهنگ های

 

بسیار زیبای متن فیلم است که توسط محسن چاوشی خوانده میشود.

 

موزیک ها بسیار زیبا و کاملا مرتبط به موضوع فیلم و سکانس مربوطه

 

است.

 

بهترین(زیباترین) سکانس فیلم:

 

دیالوگ های هانیه با جاوید :

 

جاوید :

 

هانیه ، هانیه،کجا میری این موقع شب؟

 

هانیه:

 

یه دقیقه من نمیتونم تنها باشم؟

 

جاوید:

 

مامانت میگه بهتره من برم بهش یه سر بزن

 

اون که بدبخت کس و کاری رو نداره.

 

هانیه :

 

کی میگه نداره؟

 

پدر داره ، مادر داره ، برادر داره، اون تمایل کوفتی هست،

 

فقط اینقدر همه رو تیغ زده که هیشکی چشم دیدنشو نداره.

 

جاوید :

 

مامانتو که می شناسی. همش میگه گناه داره،گناه داره

 

دلش همش برا همه میسوزه.

 

هانیه:

 

خوب دله منم می سوزه،

 

ولی اون دیگه شوهره من نیست.

 

من دیگه تصمیم خودمو گرفتم،

 

باهاش هیچ آینده ای ندارم ، هیچ امنیتی ندارم. مگه آدم چقدر زنده

 

می مونه؟

 

آخه اینم شد زندگی؟

 

جاوید :

 

آروم باش

 

هانیه:

 

چه جوری آروم باشم؟

 

دیگه تحمل هیچی رو ندارم

 

از همه چی حالم بهم می خوره

 

از همه چی بدم میاد

 

از این مملکت ، خشن ، دروغگو ، بی رحم

 

که همه رو معتاد  بدبخت می کنه.

 

کی فکرشو می کرد ،

 

علی سنتوری ، که از اون خانی آباد تا همین شمرون کوفتی

 

همه عاشقش بودن به این روز بیوفته؟

 

مجوز همه ی کنسرتاشو لغو کردن

 

کاستشو نذاشتن بده بیرون،

 

واسه چندرغاز پول مجبور شد بره خونه هر ننه قمری بزنه

 

برا اجاره خونه ، این ، اون

 

که چی؟

 

یکی پول نداشت ، یکی خواست بش حال بده

 

یکی تریاک داد ، یکی عرق داد ، کشید ،خورد

 

آه

 

علی سنتوری

 

اینم شده وضع من

 

 اوج فیلم :

 

زمانی که پدر علی پس از سال ها با پسرش رو برو میشود

 

و به ناچار و به اجبار پسر و عاجزانه به او مواد تزریق می کند.

 

و شاهکاره فیلم به نظر من همین صحنه بود.

مهدی پنجشنبه دوم اسفند 1386  نظر بدهيد!

آخرين مطالب ارسالي
بازگشت گلشیفته بر روی پرده سینما با نام لیلا (دوشنبه پانزدهم تیر 1388)
شاه کلیپی از گلشیفته فراهانی (پنجشنبه چهارم تیر 1388)
برای آن دوستانی که یاهو این روزها برایشان باز نمی شود (دوشنبه یکم تیر 1388)
پوستر های جدید گلشیفته فراهانی (دوشنبه یکم تیر 1388)
کلیپی از گلشیفته (جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388)
مورد عجیب گلشیفته‌فراهانی و احتمال اکران فیلم هالیوودی دیگر از او (دوشنبه هفدهم فروردین 1388)
پوستر های بهاری گلشیفته (پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388)
(طنز)در بخشنامه وزارت ارشاد اعلام شد: جزئیات اصلاحات فیلم ها برای دریافت مجوز اکران (پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388)
دانلود قسمتی از بازی گلشیفته در فیلم بابا عزیز (سه شنبه سیزدهم اسفند 1387)
خبر فوری....... درباره الی در نوبت اکران عید قرار گرفت. (سه شنبه ششم اسفند 1387)
 
منوي كاربري

سلام
من مهدی 20 ساله و از طرفدارای گلشیفته فراهانی هستم.
فوتبال رو هم خیلی دوست دارم و از هوادار های پرسپولیس هستم.
امیدوارم لحضات خوبی رو توی این وبلاگ داشته باشید.
همیشه رفتن دلیل بر رسیدن نیست
ولی برای رسیدن راهی جز رفتن نیست.


اين سايت را صفحه خانگي خود كنيد !   تماس با مدير سايت !   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين سايت به علاقه منديها !   لينک RSS

 

لينك دوستان

براي تبادل لينک، ابتدا لينک ما را با نام: بانوی بزرگ ایران گلشیفته فراهانی در وبلاگ يا سايتتان قرار دهيد؛ سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ما هم اين کار را براي شما بکنيم.
بهرام رادان، ستاره ي سينماي ايران (ایمان و نوشين)
گلشیفته فراهانی شاهکار سینمای ایران (علیرضا)
بانوی سينما،گلشيفته
شیفته ی گلشیفته(آقا سعيد)
کوزه به سر(وبلاگ هواداران داريوش مهرجويی)
ترانه عليدوستی( مهدی)
سینمای ایران
بهای عشق چیست جز عشق؟
آتنه فقیه نصیری
دانلود بکن حالش را ببر
پروین
عاشق تنها و خسته
سینما در منطقه ممنوعه !
برادران همیشگی گـلـشــــیــفــته فراهانی
سینمای نو
قویترین مردان ایران
سایت اختصاصی sms جوک و تصاویر خفن
دل شیفته
روژان با رادان
سیاوش قمیشی(هومن)
وبلاگ طرفداران سیاوش قمیشی(رسول)
گ مثل گلشیفته
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
سلطان گیتار ایران،حبیب
تازه‌های باران كوثری
اولین وبلاگ جامع بدنسازی در ایران
طرفداران و دوستداران چاوشي
عاشقان پرسپولیس
شب های نقره ای
عاشق عصیانگر
ابی آقای صدا(اسطوره موسیقی)
اصلاح‌گران سینمای ایران
باران ما
عمو پرویز سینمای ایران
من و نگین دات کام
فریبا تنهاست
لادن صحرايي ناشنواي هنرمند
کانون هواداران الناز شاکردوست
حامد كميلي بازيگر محبوب ايراني
رازهایی مهم درباره مردان
وبلاگ رسمی فاطیما بهارمست
وبلاگ سینمای ما
آزفنـــــــداک
سایت اختصاصی هنر
لیوناردو دیکپریو(پیمان)
مهراوه
عکس های ایرانی
مادر ایرانی
بیا تو كلوب
تک هوادار گلشیفته
وبلاگ طرفداری از گلشیفته فراهانی
بهرام و بهداد و شهاب
ستاره
به كوروش چه خواهيم گفت؟؟؟؟
دانشجویان ریاضی محض چمران ورودی 87
قالب وبلاگ
ويرايش قالب
طراح هيدر

 

گالري عكس
مشاهده سريع تماس با ما
 

پشتيبان
قالب وبلاگ: ParsTheme
ويرايش قالب: Iman Abbaspour
طراح هيدر: Iman Abbaspour
 

 
..: استفاده از مطالب اين وبلاگ تنها با ذكر منبع مجاز مي باشد :..
 
 

 

PHPNUKE.IR